محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

پيشگفتار 18

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

اوزبك از فرصت استفاده كرده به مرزهاى ايران تاختند و بخشهاى مهّمى را آماج نهب و غارت ساختند ، و گرچه دليريها و جانفشانيهاى حمزه ميرزا وليعهد بارها سپاهيان عثمانى را با شكست مواجه ساخت ، جنگهاى خانگى كه سركردگان قزلباش براى كسب قدرت به راه انداخته بودند وليعهد را ناچار ساخت به جاى مبارزه با دشمن ، به فرو نشاندن آشوبهاى داخلى بپردازد و در اثناى اين تلاشها بود كه چند تن از سرداران كه از دست پروردگان و بر كشيدگان خود او بودند با ترتيب دادن توطئه‌اى وى را به هلاكت رساندند ، و از آن پس آرامش نيز از مملكت رخت بر بست و هر صاحب قدرت در گوشه‌اى دم از استقلال و خودسرى زد . در اين شرايط نابسامان ، عباس ميرزا ، پسر كهتر پادشاه كه با قدرت امراى شاملو و استاجلو در خراسان به سلطنت رسيده بود ، به كمك مرشد قليخان استاجلو ناگهان به قزوين تاخت و پايتخت را تسخير كرد و در حالى كه پدرش ، سلطان محمد ، اسما پادشاه بود او رسما زمام حكومت را در دست گرفت و با نام شاه عباس بر اريكهء قدرت نشست . گرچه مىتوان نظاير چنين حوادثى را كه بدانها اشاره شد و يا رويداد مهم ديگرى كه در نقاوة الآثار آمده در كتب تاريخى آن زمان مشاهده كرد ، مزيّت اين كتاب در اين است كه پاره‌اى از مطالب آن در منابع مشابه يا اصلا وجود ندارد و يا اگر وجود داشته باشد با اين دقت و تفصيل نيامده است ؛ چنين است داستان باز شكارى محبوب شاه عباس موسوم به « باز لوند » كه بخاطر او بر فراز كوه مشرف بر شهر نطنز برجى ساخت كه هم اكنون به « گنبذ باز » « 5 » معروف است ، و داستان درويش خسرو نقطوى رهبر فرقه نقطوى قزوين و قتل عام اين فرقه و قيامهايى كه زير نام شاه اسمعيل دوم در گوشه و كنار مملكت شكل گرفت ، و شرح انقلابات گيلان و سرگذشت خان احمد گيلانى و آفرينشهاى شگفت انگيز هنرمندان و صنعتگران اصفهان در جشن چراغان و مراسم تدفين شاه تهماسب و مطالب خواندنى ديگر كه به صورتى استثنايى در اين كتاب به رشتهء تحرير در آمده است . منابع و مآخذ مؤلف در تدوين نقاوة الآثار متنوع است ؛ بسيارى از وقايع در زمان حيات مؤلف رخ داده و خود او در جريان اتفاقات بوده است و برخى را از منابع دولتى و يا از شهود نزديك به دستگاه دولتى و يا اخبار وقايع نگاران ديگر استفاده كرده است . وى در مورد پاسخ نامه عبد المؤمن خان اوزبك به شاه عباس مىنويسد : « چون جواب اين رقعه به نظر راقم سواد نرسيد لهذا در اين اوراق ثبت نگرديد ؛ و در وقايع لرستان اشاره مىكند : « از مولانا جلال الدين يزدى كه در آن جزو زمان سر آمد ارباب رصد و تنجيم و ملاذ اصحاب استخراج و تقويم بود و ملازمت اردوى كيهان پوى مىنمود استماع افتاد . . . » « 6 » و در ذكر

--> ( 5 ) - ص 408 . ( 6 ) - ص 492 .